توسط ehrami | مارس 7, 2017 | شرنگیات
عزیزی امروز در رابطه لزوم سفر به کربلا در هر شرایطی بحث می کرد و در انتها رسید به این نتیجه که انسان درمسیر زیارت سالار شهیدان امام حسین(علیه السلام) بمیرد ، چون در این دنیا وجودش تاثیری ندارد! ناخودآگاه یاد فیلم هیوگو افتادم و جمله تاثیر گذار و فلسفی شخصیت اصلی فیلم به دوستش ، هنگامی که درون ساعت مکانیکی عظیم ایستگاه قطار به عظمت آن می نگرند : همه این چرخ دنده ها در کنار هم هدف واحدی را دنبال میکنند که شاید خودشان ندانند ، من به هم به دنبال نقش خودم در بین این چرخ دنده های زندگی ام.مثلاً وقتی از یک گلبول قرمز بپرسیم که تو چه می کنی و وضعت در این عالم بدن چیست ، می گوید که ما وظیفه تغذیه سلولها را داریم ، می آییم و می رویم و می میریم.تصورش از این بدن در همین حد است و نمی داند که مثلا الان در جسم یک خلبان جنگنده دارد بعنوان یک ابر سیستم خدمت رسانی می کند یا یک کسی که در دریا در حال غرق شدن است و در اضطراب دست و پا می زند.این است که ما وقتی دیدمان همان چهار نفر دور برمان می شود ، از عظمت وجود خود و نقش تاثیر گذارمان غافل می شویم
پ.ن : حسن تصادف آنکه امروز همزمان با فرمایش این بزرگوار کتاب سوار بر سورتمه آرتور شوپنهاور از یاسمینا رضا به دستم رسید و روایت بن بست فلسفی لویی آلتوسر ، استاد فوکو و دریدا و کشتن همسرش!! ،بخشی از کتاب را که می خواندم یاد این یاس های فلسفی امروز آن بنده خدا افتادم و آن برداشتها ، البته از نوع اسلامیزه شده اش!؟
توسط ehrami | دسامبر 24, 2016 | شرنگیات
دکتر مقصود فراستخواه در نشستی به کتابی از لیوتار و سخنانی از او درباره دانش و دانشگاه اشاره کرد که :
در کتاب «شرایط مابعد مدرن» که در سال ۱۳۵۸ شمسی منتشر شده لیوتار هشدار داده که چگونه دانش به خرید و فروش تقلیل یافته و تبدیل به امر کالایی شده است. مبادله ابزاری در دانش نفوذ پیدا کرده و ارزشهای مبادلهای بازار بر دانش مسلط شده است. ما کتاب تولید میکنیم که بفروشیم. مقاله مینویسیم که ارتقا پیدا کنیم. مدرک میگیریم که ارتقای شغلی پیدا کنیم ….. باید با استرس از این مشکل یاد کنیم و آن این است که دانش دیگر در نهایت برای خودش نیست.
امرزوه که هم در حال تحصیل علم و تدریس آن تواماً در دانشگاه مشغولم به این کلام نغز بیشتر پی برده ام و به نظر می رسد دستاورد توسعه بدون پشتوانه فرهنگی و اجتماعی و استمرار توسعه آمرانه نتیجه اش می شود اینکه علم سازوکاری بشود برای بنگاهداری دانشگاهی و کالایی شدن دانش و پولی شدن فضای علمی ما و سیطره بی اخلاقی علمی.
این است که در بازار مکاره ، فروشنده ، مدرک ، نمره، مقاله ، پایان نامه ، رساله ، نشریه ، رویداد و … می ریزد وسط دایره و چوب بی اخلاقی می زند که ای بُدو حراج شد …..
پ.ن : نمی دانم خوب است یا بد ، اما عصرحاضر ما بیش از آنکه ماکس پلانک ، شرودینگر،انیشتن ،کوری و … داشته باشد بیزینس من های اقتصادی داریم: فورد ،گیتس ، جابز، لری پیج ،سرگئی برین ، مایکل دل و …
توسط ehrami | نوامبر 24, 2016 | شرنگیات
سالها پیش که پژوهش در حوزه عدالت را شروع کردم و با فقر دهشتناک منابع بومی خودمان – خصوصاً رویکرد شیعی به عنوان یکی از اصول دین- مواجه شدم تا به امروز علیرغم همه کند و کاو ها در مباحث کلام اسلامی و سایر منابع ، مرجع عدالت ( در همه ابعاد آن) محدود به آثار رالز ، آمارتیاسن می شود.
امروز صبح که کتاب “عدالت ؛ چه باید کرد ، مایکل سندل“ را از شهر کتاب خریدم دچار دومین مواجه غم بار شدم. شاید این جمله مقدمه مولف برای ما که شیعه امام عدالت (ع) هستیم فراتر از یک نهیب و اتمام حجت است که این تذهبون :
” کتاب حاضر به صورت یک دوره درسی آغاز شد .حدود ۳۰ سال از امتیاز تدریس فلسفه سیاسی به دانشجویان دوره لیسانس برخوردار بوده ام و در بسیاری از این سالها ، درسی به نام عدالت را تدریس می کرده ام.این درس دانشجویان را در برابر برخی از بزرگترین نوشته های فلسفی درباره عدالت قرار می دهد و بحث های حقوقی و سیاسی معاصری را که به پرسشهای فلسفی می انجامد مطرح نیز می کند.“
توسط ehrami | اکتبر 2, 2016 | شرنگیات
مطالعه شماره ۴و ۵ نشریه سیاست نامه و مقاله دکتر غنی نژاد بیشتر مرا به یاد سخن شهید دکتر بهشتی انداخت( که آن را با گوشت و پوست و استخوان خود آن را لمس کرده ام.)
“می گویند ما هزار سال با غرب فاصله داریم!من از یک آقا گله دارم!من از یک آقای اهل علم گله میکنم که ایشان در یک جلسه ای می گفتند که من در فلان کشور بودم و این کشور چنین و چنان بود و ما صد سال از آنها عقب هستیم. یعنی چه!؟اگر حرکت نکنیم،خب همیشه عقب هستیم،اگر قرار است حرکت کنیم حرکت فاصله زمانی را در هم می پیچد…ما دو فقر داریم که از همه فقر هایمان ناراحت کننده تر است، یکی فقر ایدئولوژی و دیگری فقر کادر ، باید قبل از هر چیزی این دو فقر را برطرف کنیم “./ منبع: شهید بهشتی ، محیط پیدایش اسلام ، صفحه ۱۴۹
توسط ehrami | جولای 30, 2016 | شرنگیات
در تلنت پول و خیلی از محافل تخصصی منابع انسانی صحبت از تست های روانشناسی MBTI ، MMPI و … برای مصاحبه شغلی ، جذب نیروی انسانی و شناخت افراد در اولین جلسه! است.سوای از تست های مکمل و روشهای علمی که در جهت افزایش دقت و اعتبار این تست ها کمک می کنند به نظر می رسد خیلی در عرصه ساحت های این موجود پیچیده ، انسان، فرموله کردن و استفاده از خط کش و قیاس گرفتن راه به جایی نمی برد و شهود و منطق هیوریستیک بهتر جوابگو است.بهترین شاهد مثال علمی اش هم تحقیقات دانشگاه هاروارد در دهه ۳۰ در ایران با عنوان بررسی مدیریت ایرانی است که محققین در بخشی از این تحقیق سبک رهبری موفق ایرانی را سبک لوطی گرایانه معرفی نموده اند و به عنوان کسی که در ده ها جلسه امروزی ارزیابی تعالی ، ممیزی داخلی و … حضور داشته ام هنوز چنین نتیجه ای به گوشم نخورده است!؟! و دوستان ارزیاب بیشتر به دنبال سبک های رهبری جهانی هستند و اساسا نتایج آن تحقیق بومی خیلی شناخته شده نیست و غالب ارجاعات دوستان تحقیقات جدید جهانی است(این تحقیق تا آنجا که خاطرم است در کتابخانه دانشگاه امام صادق(ع) موجود است ، مشابه دیگرش که چند وقتی است پیگیرش هستم مجموعه اسناد خروجی کنفرانس بین المللی آموزشی رامسر در دهه چهل در زمان وزارت دکتر منوچهر گنجی است که علیرغم روش و منطق تدوین موفق آن،در کتابخانه ها خاک می خورد.)یافتن نیروی انسانی متخصص خبره در عصر حاضر مانند شکار است، شکارچی باید با ترفند و بهره گیری از فرصت،نیروی زبده را شکار کند.منتظر شکارشدن و در قید وبند چارچوبهایی چون تست و آزمون، مثل پهن کردن تله است ، کارکردش شکار است و حاصلش هم هر چیزی!
توسط ehrami | ژوئن 4, 2016 | شرنگیات
“فلاکت انسان از یک چیز ناشی می شود این که با آرامش نمی تواند در یک اتاق تنها بماند.” پس از چهار قرن ، این سطر درخشان از کتاب تأملات پاسکال هنوز هم ذره ای از حقیقت خود را از دست نداده است: در همین لحظه ای که این جمله را می خوانید ، میلیون ها نفردرسراسر جهان، اضطراب سکون و تنهایی خود را با ضرب گرفتن روی میز،با عوض کردن بی هدف کانالهای تلویزیون،با بطالت کلیک های بی هدف،با بوق زدن پشت فرمان اتوموبیل و با رفت و آمدهای بی معنا در هزارتوی منوهای موبایل فراموش میکنند. (حسین نمکی ، مقدمه مجموعه تئوری پراکسیس ، انتشارات بیدگل)