توسط ehrami | مارس 14, 2018 | شرنگیات
روایت این روزهای ما شبیه شرح حال خاندان بودنبرکهاست ، شاید اگر توماس مان در میان ما زندگی می کرد همین کتاب را می نوشت با اندکی تغییر. (مشابه همین نگاه زوال گرایانه را هم پاموک در آقای جودت و پسران دارد با پلاتی نه به جذابی مان)
در جامعه کوتاه مدت و کلنگی ما به قول کاتوزیان که هرج و مرج طلبی یک خصلت فرهنگی می شود این زوال مان مشابه آنچه در خاندان بودنبرکها ترسیم می کند شیبی دارد از نوع توابع نمایی و بل دهشتناک تر.
به نظر می رسد مشابه ناخدای ترسیم شده کامرون در آخرین سکانسهای تایتانیک باید نشست و به عظمت این رخداد نگریست.
بنال ای دل ، بنال ای دل ، دل بی تاب بی ساحل …
که دریا در شب طوفان شکوه دیگری دارد …
توسط ehrami | دسامبر 8, 2017 | شرنگیات
شاید یکی از کاربردهای ادبیات غرقه شدن فرد برای کندن از تالمات روزمره،اصطکاک های کاری و استهلاک روابط اجتماعی باشد.این غرقه شدن انسان باید از جنسی باشد فراسوی حقیقت ها ، گرفت و گیرها و دردهایی که کاربر را چنبره نموده و مامن باشد برای همه تلخی های روزگار.اما از بد حادثه این روزها کتاب با همه این شرایط و گرفتاریهای نشر و تحولات رسانه ، دچار درد عجیبی شده است که عاملش خالقین این کتابها اند!!
این روزها کتابهایی که می خوانم و می شنوم نه تنها با کارکرد مذکور نیست بلکه به نظر می رسد نویسنده هر آنچه از شرارت و بدبختی و حقارت در ذهن داشته ، گلوله ای کرده تا به مغز مخاطبش شلیک کند و شوکی به وضعیت جاریش اضافه نماید.(با کمال تعجب یکی از این کتابها که از همین جنس است به چاپ چهل و یک رسیده که برهان خلف جمع بندی ماست!!!).این گرفتاری هم فرهنگ و کشور نمی شناسد ، داستان هایی که از نویسندگان خوش ذوق وطنی هم می خوانی دچار همین درد است ، گویی پاندمی است این پدیده.امروز بخشهایی از مجله داستان را که می شنیدم در بهت بودم : معشوق برای میهمان های عاشق آنقدر برنج دم می کند که می میرد!!! و بعد ضجه عاشق و بیا بشنو چه داستانی از یک نویسنده معروف!
از ژاپن تا آمریکا و از ایران تا اروپا گویی یک هم قسمی ناپیدا بین نویسندگان است برای عذاب دادن خوانندگان!
پ.ن: در بعضی از داستانها اگر بخشهای شادی چون جشن و عروسی و … اگر حذف بشود گویی بهتر است و روایت اینگونه دارای پیام مناسب تری می شود. نمونه اش همین داستان رابین هود روایت شده والت دیزنی است که اگر در کودکی ما مسئولان محترم صدا و سیما ، صحنه های خواستگاری ، جشن و عروسی رابین هود و ماریان را حذف نمی کردند تصویر ما از رابین هود بجای یک مدافع حقوق مظلومان و محرومین یک خوش گذران بود که فکر و ذکرش رسیدن به معشوقه اش است و بس!!!

توسط ehrami | سپتامبر 23, 2017 | شرنگیات
به مناسبت ایام سوگواری حسینی، به بررسی قرائت حکام رسوای سلسله اموی از شریعت اسلام می پردازیم که در دو رکن خلاصه می شود و بدعتی بوده است که آن را شریعه الشعیر باید نامید :
شریعتی است بر پایه شعیر
اول شعیر و دوم شعیر . شعیر اول که همان به معنای جو است و وعده ی شعیر( اشاره به وعده خلافت ری به عمربن سعد برای کشتن امام حسین (ع) و یاران باوفایشان)و راهکار تطمیع است و مَخلَصش زر و زور
شعیر دوم به معنای آن جویی است که در اسلام حرام است و امویه در لوای اسلام به فعل آن مشغول بودند(بقول حضرت حافظ : پدرم روضه رضوان به دو گندم بفروخت *** من چرا ملک جهان را به جوی نفروشم) و مردم را به فریب مشغول ساخته بودند و مَخلَصش تزویر
فرق است بین شریعت شرافت ، شهامت و شهادت و شریعت شعار و شعیر و شقاوت
بارالهی شعور فهم این فرق را به حق این رهروان راهت به همه ما عطا کن
توسط ehrami | ژوئن 5, 2017 | شرنگیات
هردم از این باغ بری میرسد……کتابی دیگر از ریچارد داوکینز وارد بازار نشر ایران و نایاب شد!
سرگذشت شگفت انگیز حیات روی زمین با ترجمه دکتر محمدرضا توکلی صابری را چندی پیش از کتابفروشی های انقلاب تهیه کردم.دکتر صابری در تطهیر داوکینز سنگ تمام گذاشته و با اشاره غیر مستقیم به نظریات او و گالیله و احیاناً برخورد با ایشان، مسلمانان را به مداقه در آرا ایشان دعوت نموده است.داوکینزی که هر کتابی می نویسد ، محال است که یک سقلمه ای هم به مذهب ، خدا و آفرینش هوشمند نزند.اتفاقاً عکس روی جلد کتاب انگلیسی منتشر شده نوشته است : کتابی از نویسنده کتاب توهم خدا !!

این است وضعیت انتشار کتابهای خداناباوران در ایران که نه تنها حداقل در مقدمه انتشارش جواب و برائت جویی ندارد که به تسامح و تساهل به هجوه گویی های ایشان دعوت می شویم.(اگر سهله و سمحه هم قید می شد تعجبی نداشت.)
جالب است که داوکینز در علت نامگذاری کتاب به تی شرتی با عنوان سیرک یا نمایش بزرگ اشاره می کند و خلقت را هم به زعم خود یک سیرک می پندارد که تصوری غیر از لهو و لعب بودن آن نمی توان داشت و این همان نخ تسبیح اندیشه های او در بی هدفی و تصادفی بودن خلقت است.
حال که بازار داوکینز داغ است ، باقی مطالب بماند برای رونمایی کتاب کمدی اشتباهات انشاالله
توسط ehrami | مه 21, 2017 | شرنگیات
پیش ، حین و پس از انتخابات ریاست جمهوری دوگانه های گوناگونی در پیشگاه جامعه ایرانی به چالش کشیده شدند ؛ ندار و دارا ، جنگ و صلح ، اقلیت و اکثریت ، دزد و پلیس، متحجر و مترقی و …. این چالش دو قطبی مرا یاد تحقیقات هافستد درباره فرهنگ ، تفاوت های فرهنگی و سازمانها انداخت . او نیز معتقد به دوگانه ای هایی چون فردگرایی در برابر جمع گرایی ، قدرت کم و قدرت زیاد ، بلند مدت در مقابل کوتاه مدت و یا مردخوبی در مقابل زن خویی در اتمسفر فرهنگ است.این مولفه آخر مردخوبی در مقابل زن خویی که در جوامع غربی و شرقی نیز مورد مداقه ایشان است و البته در مورد جامعه ما نیز تا حدودی صادق ، اتفاقاً در تبین رفتار ما در انتخابات و صحنه های اجتماعی و سیاسی بسیار مصداق دارد.البته لبه نگاه غالب محققان در پرداختن به چنین دوگانه ای در رجحان مرد خویی نسبت به زن خویی است و نگاهی است مکانیکی (شبیه اکثر تحلیل های که این روزها می شنویم)
اما این تعبیر هافستد از جامعه زن خو در برابر جامعه مردخو با نگاه صفر و یک، اگر چه در واکافت رفتار جامعه و سازمانها مفید است ، اما فروکاست بشریت به جنسیت پیامد تلخی است که در گذار از مادرشاهی به جامعه مردسالار در فرآیند پیچیده ای محقق شده و کنده شدن از صفات زنانه ، هستی بخش و مادینه به تحقق استبداد عقل در چنبره حواس منتج گردیده است.
از آثار گزنفون بر می آید که سقراط به واسطه رفتار دهشتناک همسرش گزانتیپ به قصد شهر اول صبح از خانه متواری می شده است. بعبارتی شکل گیری فلسفه سقراط با گریز از زن همراه است. تاویل و تفسیر این حکایت با توجه به جغرافیای آن زمان ، پناه بردن به دامان خرد و دوری از حقیقت هستی و واقعیت ( زن به عنوان نماد حیات ، باروری و جامعه انسانی)است.
فیلوسوفیا به معنی دوست سوفیا یا حکمت نزد پیش سقراطیان مترادف حکمت و معرفت الهی است ولی از نظر سقراط و پیروان او خرد دوستی و تعقل جایگزین آن شده است.واژه سوفیا به طبیعت زنانه و حیاتبخش هستی و خلقت اشاره دارد(بهعبارتی حاوی عنصر مادینه – anima- است)
دور شدن فلسفه سقراطی از باروری ، زن ، حیات یا زندگی و طرد فضا و صفات زنانه هستی بخش وارد عالم ذهن و استدلال و ایمانی خشک به خرد می شود.به گفته نیچه خرد سقراطی می کوشد بیشرمانه تمامی پرده ها را کنار بزند تا حقیقت- واقعیت جهان عریان شود(بی حیایی نشانه نوعی زن ستیزی است)
این نگاهی است که غرب در نوع مادینه انسان دارد و دوگانه مرد و زن را با محوریت حذف الوهیت ، مقدسات در قالب تحقیر زن بازآفرینی می کند.این نگاه را می توان به وفور در فولکلور غربی(خصوصاَ فیلم های هالیوودی )یافت.
پ.ن :
- خدا پروفسو لطفی زاده را به واسطه ابداع منطق فازی عزت دنیا و آخرت دهد که نگاه صفر ویکی را در هم شکست(اگر چه ما هنوز گرفتار قطبیت هستیم.) و دیدمان خاکستری را با ریاضیات برای پوزیتیوسم درگیر سیاه و سفید اثبات کرد.
- پائولو کوئیلو با الهام از مضامین شرقی در رمان بریدا بخشی از بازایابی تفکر انسان نسبت به عنصر مادینه خویش و تقدس آن را نمایان کرده است.
- دکترین یک لیوان آب لنین مصداقی از همین طرز تفکر شیطانی است.
توسط ehrami | آوریل 18, 2017 | شرنگیات
سال جدید را قاعدتاً نباید با شرنگ آغاز نمود(که تا حال نیز اینگونه نبود)اما تلخی این روزهای درگذشت های سریالی افراد شاخص سیاسی ، فرهنگی- هنری و … و تلنگری به زیست بوم زیستن مان موجب شد تا در اولین گشایش به موضوعی در این باب بپردازیم خاصه آنکه مطلب اختتام سال پیشین نیز درباب -در شرنگیات ۶۶ – برداشتی سیزیفگونه برخی انسان ها از زندگی(سیزیف پادشاه اساطیری یونان باستان –افیرا- بود. او از سوی خدایان به مجازاتی محکوم شد که در آن می بایست سنگ بزرگی را تا نزدیک قله ای ببرد و قبل از رسیدن به پایان مسیر شاهد بازغلتیدن آن به اول مسیر باشد. و این چرخه تا ابد برای او ادامه داشت و این همان تصویری است از انسان محکوم به رنجی بیهوده و بی پایان)اشاره ای داشتیم.
ترجمان زندگی امروز که ورای روزمرگی انسانها و غوطه وری در بی هدفی و هرهری سپری نمودن روزگار،کمکش با تناقض ها و صرف انرژی در چالشی بی پایان با خود و مواجهه خودانگاره های خود با دیگری است.عمق این زندگی سطحی گذران دوره ها و امید به دوره های بعدی است که امروز با چاشنی استغراق در فضای مجازی به عنوان تخدیری همه پسند پوست انداخته است و دوره ها در پی دوره های بعد کاویده می شوند غافل از آنکه این وادی ها بدون رسیدن به سیمرغ وجود با تاویل امروزی همان پناه جستن به اسکرول بی هدف و تاچ های بی مقصد است.