(+ ، پلاس ، بابت شدت و حدتش)
هر روز شاهد رفتار هموطنانم در رانندگی ، خرید ، صفوف خرید (خصوصاً در میادین میوه و تره بار و خصوصاً میادین بالای شهر که مراجعینش نیمه سال فرنگ هستند! ) و… هستم. به نظر می رسد علیرغم همهی دغدغه نسل انقلابی ما که به دنبال تقبیح مغرب زمین بودند و البته قبل از ایشان نیز در ادوار تاریخی این خواستهی ایرانیان خواستگاه داشته است،شاهد واقعیت تلخ وارونه ای هستم که غیر قابل انکار است.در طول این قرن ها مراوده و فرهنگ غنی تسامح و تساهل ما ، ما تبدیل به مغرب زمینی شده ایم که خود آنرا ناشایست بشریت می خوانیم!
کسانی که تاملی در تاریخ نموده اند و نه تورق ، به خوبی می دانند که فرهنگ امپراطوری باستانی ایران ، فرهنگ تعامل ، هم زیستی و تفاهم قبایل ، ملتها و اقوام مختلف بوده است و فرهنگ یونانیان ، فرهنگ فرد گرا و خود محور ( به شهادت آنچه از اعترافات یونانیان به جا مانده- با اجازه از استاد پورپیرار).آن روز که به زعم ترسیم فیلم های مهمل 300 ( که اساساً این نکته چون استخوان اجدادشان در گلوی سازندگان آن گیر کرده است.)سپاه ایرانیان متشکل است از همه اقوام و قبایل مختلفی که جان خویش را در راه اعتلای امپراطوری خود گذارده اند.یونانیان هستند که فقط خوداند وبس!
امروز از آن فرهنگ دیگر خواهی و مدارا، ما مغلوب فرهنگ خود محوری هستیم که در رفتارهایمان به خودخواهی و بی تحملی و کم ظرفیتی منجر شده است ( قابل توجه دوستان عشق ایران باستان و تمدن آن دوره) ، جدای از همه آموزه ها و قواعد دینی مترقی خودمان، ما بنیادی مقهور فرهنگ مغرب زمین شدیم. به قول سید جلال الدین اسد آبادی – که در عصری می زیست که حریم ها و حرمتها و فرهنگ پهلوانی ما هم بود و هنوز فرسنگ ها تا فرهنگ مدرن! امروز ما فاصله داشت- که گفت ” در اروپا مسلمانی دیدم اما مسلمان ندیدم و در اینجا ( ایران) مسلمان دیدم و مسلمانی ندیدم.”
نه از فرهنگ امپراطوری ایران خبری است و نه فرهنگ تمدن اسلامی : ما مغرب زمینی هستیم که قهرمانانی مانند تمیستوکل یونانی فیلم 300 ترسیم می شود( البته نه از ابعاد مثبت و مهملش!!) ؛ از این پس بیشتر باید درباره فرهنگ خودمان ، یونان باستان ، بدانیم.( حداقل به امید آنکه اسکندری از ما پدید بیاید!!!)
پ.ن : با پاسخ آن دسته از عزیزانی که به دنبال واکافت این موضوع هستند آشنا ام: توجیحی که ترسیم یک حلقه افزایشی افسارگسیخته در سیستم بازخورد تقویتی است .اگر نخواهم آن را با زبان سیستمی تحلیل کنم ، ساده اش و به قول خودمان لری اش می شود حرف بالزاک ، نویسنده شهیر فرانسوی که می گفت برای رفع خستگی و رمان نوشتن به استراحت و سفر نیاز دارد و برای اینها نیاز به پول و برای پول نیاز به نوشتن رمان! که در یک حلقه افسارگسیخته به دام افتاده بود.با این حلقه شوم به خوبی آشنا هستم.
ما ایرانیان مردمان بی فرهنگی هستیم، شاید سابقه تمدن زیادی اشته باشیم(تمدن به معنای شهرنشینی! در برابر بادیه نشینی برخی اقوام دوست!)، ولی وضعیت فرهنگیمان از ابتدا نیز بر همین روال بوده، قومی بی فرهنگ ولی مدعی! فیلم 300 ( با هر انگیزه ای که ساخته شده باشد!) حقیقتی است که دوست نداریم باور کنیم، ایرانیان پس از حمله اعراب و اختلاط مذهبی و فرهنگی با آنها، روزبه روز بر میزان توحششان افزوده گردیده.
سناریو 1: خانمی محجبه در کنار خیابان منتظر تاکسی است، ناگهان تعداد زیادی از با فرهنگترین مردم دنیا (ایرانیان) برای سوار کردن وی ودزدی ناموس صف می بندند!!
سناریو2: همراه با همسر و فرزند خردسالت سوار ماشین هستی، ناگهان 5-4 ماشین که دنبال هم کورس انداخته اند از چپ و راست، دیوانه وار از اطراف و جلوی شما عبور میکنند! این صحنه تا رسیدن شما به مقصد 100 ها بار دیگر توسط با فرهنگترین مردم دنیا تکرار میشود!
سناریو 3:
سناریو4: و……..
از ابتدا فرهنگ ضعیفی داشتیم ولی با حمله اعراب و پیاده سازی احکام دین مهاجم اوضاع بد و بدتر گردید