یکی از اساتید و دوست خوبم مطلبی درباره بازی بدون بازنده منتشر کرده بودند که با عنایت به مطالبی که پیشتر در رابطه با تعامل برد – برد داشتیم حیفم آمد خلاصه آنرا منتشر نکنم :

…. ما می توانیم برنده باشیم بدون اینکه پشت کس دیگری به خاک مالیده شده باشد، همه و یا عده زیادی در یک جمع می توانند موفق باشند،بیایید بازی بدون بازنده را نیز تجربه کنیم .اینقدر دنیا جای تنگ و تاری نیست که برای رسیدن به چیزی لازم باشه که پا روی سر کسی و یا حیثیت کس دیگری بذاریم.

همه افراد با استعداد هستند، اما اگر شما یک ماهی را بر اساس تواناییش در بالا رفتن از درخت بسنجید، آن ماهی تمام عمرش را بر این باور خواهد گذراند که یک بی دست و پای احمق است. آلبرت اینشتین…..

این قسمت ماهی ( که می گویند حلقه گمشده داروین است !) و برد وباخت ( معادل انتخاب طبیعی داروین و البته داروینیسم و نئو داروینسیم )عجب هارمونی فرگشتی در این جمله ایجاد کرده است!! این انتخاب طبیعی که با تعامل برد – برد سازگار نیست ، چرا این غربی ها با نظریه بازی ها و … دنبال آن هستند نمی دانم؟!