آخرین نوشته دهه ۹۰

آخرین نوشته دهه ۹۰

این آخرین نوشته امسال حال و هوای عجیبی دارد.پایان سال ۹۹ و شروع سال ۱۴۰۰ (و البته نه قرن جدید پانزدهم هجری شمسی).ما بعنوان فرزندان این قرن به اندازه همه قرن ها تجربه داریم، انقلاب ، جنگ ، صنعتی شدن و بعد انقلاب فناوری اطلاعات ، مدرنیته و پست مدرنیته ، جهانی شدن ،رشد علمی شتابناک بشر ، پاندمی کرونا و ….

پیتر فریتزچه در کتاب جدید خود صد روز اول هیتلرمی نویسد تحولاتی که “یک هزار سال” طول می کشد در کمتر از “صد روز” رخ داده است. دیروز جمهوری ، فردا رایش سوم. روزی که آدولف هیتلر به عنوان صدراعظم منصوب شد ، یکی از شاهدان عینی یادآوری کرد: “به نظر می رسید که من می توانم ورق خوردن یک صفحه از تاریخ جهان را بشنوم.” “وقایع شلوغ صد روزه” ، همانطور که فرانکلین روزولت در ژوئیه ۱۹۳۳ گفت ، قطعاً برای آلمان صدق می کرد. آنها همچنین الگوی اصلی را برای صد روز ، بازگشت ناپلئون بناپارت از البا و تأسیس مجدد امپراطوری(تا زمان کناره گیری از سلطنت در پی واترلو در ۱۸۱۵ )تداعی کردند. هر صد روز – ناپلئون ، روزولت و هیتلر – تاریخ را دوباره شارژ کرد.

به نظر می رسد این صد سال هجری شمسی هم برای ما ایرانیان مثل آن صد روز معروف،هزاران سال ورق خورده است و ما نظاره گیر این تحولات هستیم.

حالا که به قول معروف «نوروز به شنبه افتاده» است و شروع سال ۱۴۰۰ ، از شنبه است.آن را به فال نیک می گیریم.تا شاید آن شکوهی که پیامد آن تحولات تاریخ ساز بود برای ما نیز رقم بخورد.(انشاالله)

پ.ن:تقارن عجیبی هم اتفاق افتاد که این صدمین نوشته سایت است😊

شرنگیات ۷۶

شرایط این روزها که تاب آوری اجتماعی‌مان را تحت تاثیر قرارداده است ناخودگاه مرا یاد محاسبات الاستیسیته (Elasticity) یا کِشسانی در مواد می اندازد که انطباق پذیری با نیروهای خارجی برای حفظ تعادل اصل قطعی بود.این کشسانی سازه جامعه در مقابل همه ناملایمات روزگار (که در حکم نابجایی  dislocation است)اگر مهندسی نشود همان عاقبت پلاستیک را خواهد داشت! در اثر تنش ها و کرنش ها(البته مهندسی در اینجا بس پیچیده تر و سخت تر)

پ.ن : دوستان تحذیر کرده اند که شرنگ صرف نباشد و یک شهدی هم در انتها بگذاریم ، اگر چه سخت است ، اما تلاش خواهیم کرد.در فقره بالا به نظرم یک گام رهنمود آلن دوباتن در کتاب تسلی‌بخش‌های فلسفی است که خودم نیز آن را به کار بسته و به نظرم جواب می دهد و آن دلخوشی به موفقیت های کوچک است برای عبور از این تاب ها و تنش های روزگار.

مطلع ۹۵

مطلع ۹۵

هاتف آن روز به من مژده این دولت داد             که بدان جور و جفا صبر و ثباتم دادن

این همه شهد و شکر کز سخنم می‌ریزد            اجر صبریست کز آن شاخ نباتم دادن

گشایش سال جدید در تطاول زمان ، در امان نشد و یساول گفتار گرفتار کار شد و اکنون که لختی میسر گردید خامه به نوشتن خزید و ماجرا را از به جان خریدن پندی از پیر مغانی آغاز می کنم که نصیحت فرمود : هر آنچه در شرنگیات نقل است به شرنگ نزدیکتر بهتر اما در خاتمه گشایشی و راهی ورنه خلایق ره به تباهی.این شد که شهدیات را از امسال به موضوع مطالب افزودم تا اگر فرصتی حادث شد هردوانه عرضه گردد ، هم شرنگیات و هم شهدیات

پ.ن : این روزها همزمان با روز سعدی و گوش دادن به حکایت های گلستان با نوای احسان چریکی ،ادبیات نگارشی ما هم به جال افگنده از این نثر بس گران! و فارسی زبانان را ارمغان….