هر سیستم بازی برای بقا و رسیدن به اهدافش ناگزار به ارتباط است ، ارتباط اجزا و ارتباط با محیط.حتی در سیستم های بسته هم ارتباط با اجزا وجود دارد.اما متاسفانه در جامعه ما از دیرباز دچار ضعف در ارتباطیم.شاید هم اگر بخواهیم واقع بینانه تر ببینیم دچار یک سکوت رادیویی عجیب هستیم.همکار با همکار کناری در یک کار مشترک(که تجربیات من به کرات این موضوع را اثبات کرده است.) ، رییس و کارمندان(ایضاً تجربیات پیشین)، سطوح مختلف اداری یک سازمان ، سازمان ها با همدیگر ، حتی در اشل کوچکتر همسران با هم و با فرزندان و خانواده ها با یکدیگر.سکوت رادیویی حکفرماست و ما برای مسائل ، اهداف ، وظایف ، چالشها ، تغییرات و …. با همدیگر دیالوگی نداریم و نتیجه اش می شود اقدامات که به طرفین آسیب می زند ، مسائل را پیچیده تر می کند ، فرصت ها را تهدید می کند و فاصله اجزا سیستم را زیاد می کند ، آنتروپی را بالا می برد و  هزینه ها را دو چندان می نماید.این یک آسیب فرهنگی است و تا درمان نشود ما در اکثر حوزه ها دچار آسیب های جدی هستیم و خواهیم بود.ارتباط و گفت گو هنرهایی می خواهد که نه به ما آموزش داده اند و نه در اتمسفر جامعه جاری است و آن خوب شنیدن وشنونده فعال بودن است ، تفکر منطقی و نقادانه ، رویکرد برد-برد طرفین و پرهیز از خودمحوری(که اتفاقاً از دیر باز و از هخامنشیان در ایران وجود داشته و شواهدی بیشماری از نوشته های گزنفون بجای مانده است.رک : نوشته ۳۷) ، مدارا و مفاهمه و….. همه از الزامات یک ارتباط موثر و پایدار است.

بگذریم از روزهایی که بزرگان این خاک نه تنها در ارتباطات و گفتگو سرمشق جوامع قرون وسطایی بودند ، حتی در مسائل علمی نیز گفتگو با مکتوبات علمی را رویکردی نوین در تضارب آرا معرفی می دانستند.خواجه نصیرالدین طوسی(رحمت خدا بر او) ، شرحی بر اشارات و تنبیهات ابن سینا نوشته است و در آن به پرسش های فخررازی پاسخ می گوید. این نوشته همچون گفت و گوست، یعنی با متن فخررازی گفت و گو می کند. او از مدافعان سرسخت «فلسفه یعنی گفتگو» است. در ابتدای شرح خود می گوید؛ هدفم دفاع از ابن سینا نیست، بلکه می خواهم با فخر گفت و گو کنم، ردّیه نوشتن هم نوعی گفت و گو با متن است. امام فخر که حضور ندارد، اما متن او در دست خواجه است  خواجه به او می گوید که این سخن توست و این هم سخن من. خواجه گفت و گو می کند.

حالا از آن میراث تمدنی سترگ، ما هستیم و یک سکوت عمیق!

و اگر هم صدایی هست اعوجاج است که رنگ و بوی اهریمنی دارد…….

پ.ن:

الف – ارتباط و گفتگو را از محیط خودمان شروع کنیم، خانواده، دوستان و همکاران و معجزه ارتباط موثر با شروطش را دریابیم.

ب-تجربه ام در سازمان های مختلف موید آن است که این دیالوگ موثر و ارتباط از کف تا سقف سازمان‌های ما برقرار نیست و آفت مهمی است که صدمات جبران ناپذیری دارد(و ایضاً خودم هم در مقاطعی به واسطه همین سکوت رادیویی ضربه خورده ام!)