شب مبعث رسول مهربانی (ص) قرین شد با دیدار دوستان خوبی پس از سه سال دوری. دیدارمان در آستانه مبعث برایم پیام داشت.شاید مهمترین پیامش ” هجرت” بود. پندارمان از هجرت متاسفانه ، تنها هجرت مکانی در ابعاد جهانی است! در صورتیکه هجرت ” از مادّۀ “هجر” به معنای ترک و جدایی است ، هجرت از ظلم ها و ظالم ها ، هجرت از پلشتی ها و بدیها  ( سوره مبارکه مدثر/ آیه۵) ، هجرت از بیگانگی به خویشتن. همه هجرت است و ما چه غریبیم با این آموزه دینی خود. با این آموزه ای که ابتدایش آدم (ع) است و هبوطش و انتهایش محمد امین(ص).

مایی که چنگ زدیم در سکون و از ترس تغییر بر خود ستم می کنیم :

کسانی که فرشتگان روح آنها را گرفتند در حالی که به خویشتن ستم کرده بودند به آنها گفتند: شما در چه حالی بودید؟ گفتند: ما در سرزمین خود، تحت فشار و مستضعف بودیم. آنها (فرشتگان) گفتند: مگر سرزمین خدا، پهناور نبود که مهاجرت کنید؟ آنها (عذری نداشتند و) جایگاهشان دوزخ است و سرانجام بدی است.   سوره مبارکه نساء/ آیه۹۷. 

سخت است که دوستانت را ببینی که خموده شده اند و پنجه روزگار در پنجه شان گرفتار سکون شان کرده است. گرفتار این دلبستگی و ترس اند.سالهاست که با تحمل همه رنجهایش به تعابیری مهاجرم و بقول دوستان خانه به دوش.هجرت را دوست دارم ، حتی اگر از جبر باشد. پیام بعثت برایم پیام هجرت بود…

حافظ مکن شکایت گر وصل دوست خواهی*** زین بیشتر بباید بر هجرت احتمالی