این مطلب را زمانی می نویسم که درجه دماسنج تب 40 درجه سانتی گراد را گزارش می کند ، لاجرم کوتاه می نویسم ( شاید هم هذیان باشد) . برای تبریک سال نو میلادی به یکی از دوستان که در بلاد کفر مشغول به کار هستند چندین بار ( با این اوضاع و احوال جسمی) تماس گرفتیم و با کمال تعجب در چندین تماس در ساعات متوالی تفن همراه ایشان روی پیامگیر بود. بلاخره بعد از سه روز تماس گرفتند ، فرمودند تعطیلات سال نو بجای یکی از دوستانشان سرکار مانده اند و سرکار این عزیزان نباید با تلفن همراه صحبت کنند؟!! چقدر در این بلاد کفر خفقان و روحیه امپریالیستی حاکم است ( اکثراً هم اسمش را گذاشته اند نظم و قاعده) که در تعطیلات عید( عید!!) ، در حالت کشیک ، کارکنان جواب تلفن همراهشان را نمی دهند!

قدر این نعمتها را نمی دانیم…. ما در ایران علاوه بر ارائه مشاوره ازدواج، طبخ غذا، بررسی روابط خویشاوندی، ارائه اخبار و…. نه با همراه شخصی بلکه با تلفن اداره و رایگان در تمام ساعات ، بدون محدودیت و…، قدر این موهبت ها را نمی دانیم که….!؟؟!

پ.ن  1: یکی از دوستان بزرگوارمان ،حجت السلام فخرزاده در مورد زکام مطلب جالبی را حدود ده سال پیش به من گفتند که هر بار دچار زکام  می شوم به یاد حرف ایشان می افتم : انسان باید در این مخاطی که از بینی خارج می شود قدری تامل کند ، ببیند که در آن مغزی که پُزش را می دهد چه می گذرد و از برخی خروجی های ملموس آن آگاه شود!!!

پ.ن  2 : امروز هفت صبح با دو دوست عزیز جلسه ای به صرف صبحانه داشتیم، هر  سه نفر به سختی زکام شده ایم و جلسه دیروز لغو شد. به دوستمان عرض کردم طلسم کردنده اند احتمالاً ( سوای بحث درباره طلسم و رد یا تایید آن.) ، یاد اولین تصویر طلسم در کتاب ماجراهای تن تن و معبد خورشید افتادم ( این که خاطرات دائم مرور می شود مربوط به تب بالاست) که در آن سرخپوستان برای از بین بردن شخص از آن استفاده می‌کردند.در آن طلسم سیاه مجسمه مومی شخص مورد نظر را درست کرده و بعد از آماده کردن فضای مناسب ، سوزاندن بخورات، و خواندن ذکرهای مربوطه که روح عامل را در تجمیع انرژی‌ها و هیجانات لازمه یاری نماید، مجسمه وی را در آتش می انداختند…، خوب شد سرخپوستان در آن ژنوسید قلع و قمع شدند وگرنه ایالات متحده با آن طلسمهای ایشان ترتیب همه ما را می داد!!! ( این تب باعث چه فکرهای نژادپرستانه می شود!)- حسن ختام را با یک ضرب المثل سرخپوستی تمام می کنم : “در زندگی یك سرخپوست، روز بد وجود ندارد. حتی اگر دوران خوبی نباشد. هر روز زیباست. چون تو زنده هستی، هر روز زیباست.” ( این تب اگر یک کارکرد بدرد بخور بیشتر نداشته باشد همان پی نوشت 1 کافی است.)