شرنگیات ۸۰

شرنگیات ۸۰

سنت گرایانی چون رنه گنون که دغدغه غلبه کمیت بر کیفیت در عصر حاضر را دارند اگر  چند سالی را در ایران می گذراند بیشتر نگران همین استفاده ما از کمیت می شدند! که بی محابا هر تفسیری از این کمیت ها بسته به نیت ما استخراج می شود! نگاه سطحی ، تحلیل سطحی، نتیجه گیری سطحی پیوند بزنیم با مقتضیات زمانه جدید و پیامدهای تحولات فضای مجازی که عمق تحلیل های روزمره بازنمایی گوگل کردن! ، کانال ها و گروه های تلگرام و واتساپ و میکروبلاگ‌هاست.

در این فضا و این برهه زمانی که بقول چامسکی سیاه ترین دوره زمانی بشریت است(اینجا) و البته سنت گرایان هم.واقعا چگونه می توان انتظار داشت که کتابهای خداناباورانه ریچارد داوکینز به راحتی در اختیار مخاطب فارسی زبان قرار گرفته ، ذهن او را مسموم سازد و او برود و در یافتن پاسخ های شبهات او غور و تامل کند.چرا این مطلب را نوشتم ، عرض می کنم :

چند روز پیش پیرو عادات معمول در کنکاش در وب ، متوجه شدم کتاب «چشم‌اندازی از فراز کوه نامحتمل» نوشته ریچارد داوکینز با ترجمه محمدرضا توکلی صابری توسط انتشارات معین با افتخار وراد بازار کتاب شده است.این کتاب خداناباورانه ، چکیده کتاب دیگر داوکینز در پاسخ به آفرینش گرایان در خصوص تکامل چشم موجودات زنده است که نظریه تکامل پاسخی درستی نسب به آن نداشت و داوکینز با یافتن توضیحات و البته به سبک خودش به مهاجه با ایشان پرداخته است.

نکته جالب تر این است که خبر انتشار این کتاب را خبرگزاری سازمان تبلیغات اسلامی ، خبرگزاری مهر، منتشر کرده است (اینجا) تا پیرو وظیفه ذاتی اش! به تبلیغ خدا ناباوری و ترویج کتاب ضاله بپردازد.واقعاً تاسف بر ما

پ.ن: امروز،روز شهادت سید الشهدا(ع) است.بحق این روز خدایا ما را از شعار به شعور برسان.

شرنگیات ۶۹

شرنگیات ۶۹

هردم از این باغ بری میرسد……کتابی دیگر از ریچارد داوکینز وارد بازار نشر ایران و نایاب شد!

سرگذشت شگفت انگیز حیات روی زمین با ترجمه دکتر محمدرضا توکلی صابری را چندی پیش از کتابفروشی های انقلاب تهیه کردم.دکتر صابری در تطهیر داوکینز سنگ تمام گذاشته و با اشاره غیر مستقیم به نظریات او و گالیله و احیاناً برخورد با ایشان، مسلمانان را به مداقه در آرا ایشان دعوت نموده است.داوکینزی که هر کتابی می نویسد ، محال است که یک سقلمه ای هم به مذهب ، خدا و آفرینش هوشمند نزند.اتفاقاً عکس روی جلد کتاب انگلیسی منتشر شده نوشته است : کتابی از نویسنده کتاب توهم خدا !!

این است وضعیت انتشار کتابهای خداناباوران در ایران که نه تنها حداقل در مقدمه انتشارش جواب و برائت جویی ندارد که به تسامح و تساهل به هجوه گویی های ایشان دعوت می شویم.(اگر سهله و سمحه هم قید می شد تعجبی نداشت.)

جالب است که داوکینز در علت نامگذاری کتاب به تی شرتی با عنوان سیرک یا نمایش بزرگ اشاره می کند و خلقت را هم به زعم خود یک سیرک می پندارد که تصوری  غیر از لهو و لعب بودن آن نمی توان داشت و این همان نخ تسبیح اندیشه های او در بی هدفی و تصادفی بودن خلقت است.

حال که بازار داوکینز داغ است ، باقی مطالب بماند برای رونمایی کتاب کمدی اشتباهات انشاالله

شرنگیات  50

شرنگیات 50

چندی پیش عبدالله شهبازی در سایت خود مطلبی درباره عدنان اوکتار منتشر کرده بود که مرا شگفت زده کرد.عدنان اوکتار را موسس فرقه اسلامی س.ک.سی خوانده و می نویسد :

“الان هم بنظرم هارون یحیی جوانی هوچی و جویای نام، و البته دارای استعدادهای معین، بود که کانون‌هایی، با شناخت این روحیات، او را حمایت و باد کردند و سرانجام کارش را به اینجا رسانیدند که فرقه «اسلام س.ک.سی» تأسیس کند و «حرمسرا» تشکیل دهد و شبکه تلویزیونی و تشکیلات عریض و طویل بهم زند. شاید از ابتدا مأمور بوده ولی اکنون نیز چیزی بیش از مأمور دون پایه نیست و این که می‌گوید ماسون‌ها به من درجه سی و سوّم داده‌اند مزخرف است مثل همان حرف‌های مفت سابق او درباره فراماسونری و توطئه یهود.کسانی که می‌خواهند هارون یحیی فعلی و «اسلام س.ک.سی» او را بشناسند به مقاله جالب خانم لیلی لینچ، سردبیر مجله بالکانیست، مراجعه کنند. و نیز به کتاب 240 صفحه‌ای خانم آنه راس سولبرگ، که پایان‌نامه دکتری اوست، با عنوان «مهدی که کت و شلوار [مارک] آرمانی می‌پوشد.»

سوای از اینکه هارون یحیی چه کسی است و پشت پرده حضور او چیست و قضاوت سخنان و رفتار وی (این پیوند هم واکافت پدیده اکتار است.)، نحوه استدلال مورخ و محقق سرشناس ما مرا به شگفتی واداشته است:

خانم آنه راس سولبرگ(Anne Ross Solberg) در دانشگاه Södertörn از پایان نامه اش با عنوان :

The Mahdi wears Armani an Analysis of the Harun Yahya Enterprise

دفاع کرده ( پیوند جلسه دفاع در دانشگاه) و همان دانشگاه این کتاب را منتشر کرده است (پیوند دریافت کتاب) ، برایم جای تعجب بود که چطور می شود عنوان ژورنالیستی مهدی آرمانی(برند لباس ایتالیایی) می پوشد می شود عنوان تز دکترا!! در بخش مطالعات ادیان . بعد که بخشی از کتاب را هم خواندم متوجه شدم کل کتاب هم اینگونه تنظیم شده است و اساساً نه تنها چارچوب یک پژوهش دانشگاهی را ندارد بلکه یک اثر کاملاً بازاری است.چطور این خانم بدون یک مقاله معتبر علمی و پژوهشی با یک عنوان بازاری به درجه دکترای مطالعات اسلامی نایل می شود؟ آیا واقعاً چنین منبعی برای یک پژوهشگر قابل استناد است؟!

پ.ن 1 : یکی از دغدغه های خانم دکتر فوق الذکر که در مقدمه تز!! خود به عنوان دغدغه پارلمان اروپا هم بر شمردند! توزیع بین المللی کتابهای اکتار درباره آفرینش گرایی است! (انتشارات کیهان کتابهای هارون یحیی(عدنان اکتار) را منتشر کرده است.)

پ.ن 2 :  اتفاقاً در همین حوزه نقد افکار ریچارد داوکینز که اکتار نیز به جد پیگیر آن است بنده نیز کتابی آماده و در دست انتشار دارم که با توجه به کتاب قبلی ام –طراح بزرگ- دلواپسم که نکند ما هم بشویم هارون یحیی!! و بعد هم پشت سر ما خدای ناکرده یک چنین حرفهایی بزنند.البته بنده اعتراف می کنم که اگر لباسی هم با برند تامی پوشیدم کاملاً وطن دوز است و از بازار سید اسمال خریده ام!؟

پ.ن 3: برویم سوئد دکترا بگیریم!؟!