شرنگیات ۷۶

شرایط این روزها که تاب آوری اجتماعی‌مان را تحت تاثیر قرارداده است ناخودگاه مرا یاد محاسبات الاستیسیته (Elasticity) یا کِشسانی در مواد می اندازد که انطباق پذیری با نیروهای خارجی برای حفظ تعادل اصل قطعی بود.این کشسانی سازه جامعه در مقابل همه ناملایمات روزگار (که در حکم نابجایی  dislocation است)اگر مهندسی نشود همان عاقبت پلاستیک را خواهد داشت! در اثر تنش ها و کرنش ها(البته مهندسی در اینجا بس پیچیده تر و سخت تر)

پ.ن : دوستان تحذیر کرده اند که شرنگ صرف نباشد و یک شهدی هم در انتها بگذاریم ، اگر چه سخت است ، اما تلاش خواهیم کرد.در فقره بالا به نظرم یک گام رهنمود آلن دوباتن در کتاب تسلی‌بخش‌های فلسفی است که خودم نیز آن را به کار بسته و به نظرم جواب می دهد و آن دلخوشی به موفقیت های کوچک است برای عبور از این تاب ها و تنش های روزگار.

مطلع ۹۵

مطلع ۹۵

هاتف آن روز به من مژده این دولت داد             که بدان جور و جفا صبر و ثباتم دادن

این همه شهد و شکر کز سخنم می‌ریزد            اجر صبریست کز آن شاخ نباتم دادن

گشایش سال جدید در تطاول زمان ، در امان نشد و یساول گفتار گرفتار کار شد و اکنون که لختی میسر گردید خامه به نوشتن خزید و ماجرا را از به جان خریدن پندی از پیر مغانی آغاز می کنم که نصیحت فرمود : هر آنچه در شرنگیات نقل است به شرنگ نزدیکتر بهتر اما در خاتمه گشایشی و راهی ورنه خلایق ره به تباهی.این شد که شهدیات را از امسال به موضوع مطالب افزودم تا اگر فرصتی حادث شد هردوانه عرضه گردد ، هم شرنگیات و هم شهدیات

پ.ن : این روزها همزمان با روز سعدی و گوش دادن به حکایت های گلستان با نوای احسان چریکی ،ادبیات نگارشی ما هم به جال افگنده از این نثر بس گران! و فارسی زبانان را ارمغان….