شرنگیات 64

سالها پیش که پژوهش در حوزه عدالت را شروع کردم و با فقر دهشتناک منابع بومی خودمان – خصوصاً رویکرد شیعی به عنوان یکی از اصول دین- مواجه شدم تا به امروز علیرغم همه کند و کاو ها در مباحث کلام اسلامی و سایر منابع ، مرجع عدالت ( در همه ابعاد آن) محدود به آثار رالز ، آمارتیاسن می شود.

 امروز صبح که کتاب “عدالت ؛ چه باید کرد ، مایکل سندل را از شهر کتاب خریدم دچار دومین مواجه غم بار شدم. شاید این جمله مقدمه مولف برای ما که شیعه امام عدالت (ع) هستیم فراتر از یک نهیب و اتمام حجت است که این تذهبون :

” کتاب حاضر به صورت یک دوره درسی آغاز شد .حدود 30 سال از امتیاز تدریس فلسفه سیاسی به دانشجویان دوره لیسانس برخوردار بوده ام و در بسیاری از این سالها ، درسی به نام عدالت را تدریس می کرده ام.این درس دانشجویان را در برابر برخی از بزرگترین نوشته های فلسفی درباره عدالت قرار می دهد و بحث های حقوقی و سیاسی معاصری را که به پرسشهای فلسفی می انجامد مطرح نیز می کند.

شرنگیات 63

زنده یاد گابریل گارسیا مارکز سخن حکیمانه ای درباره زندگی دارد که علی الظاهر تمام شئون را هم در بر می گیرد ، علی الخصوص زندگی کاری انسان را ( وعجب نعمتی هم هست در این موضوع …) :

روزی می رسد که نسبت به همه چیز بی تفاوت می شوی…  نه از بدگویی های دیگران می رنجی و نه دلخوش به حرف های عاشقانه ی اطرافت…  به آن روز می گویند: ” پیری ”  آن روز، ممکن است برای برخی پس از سی سال از اولین روزی که پا به این دنیا گذاشته اند؛ فرا برسد و برای برخی پس از هشتاد سال هم هرگز اتفاق نیفتد…  این دیگر به چگونه تاکردن زندگی با انسان ها دارد !