شرنگیات 33

آخرین تلخنگاره با عنوان شرنگیات  را درسال 92 با  سرآغازی تلنگرانه آغاز می کنم که :

الا ای پارسی های عزیز ، دعایی کنیم که از ته قلب بخواهیم نه از عادت

معمای ” حول ” حل نمی شود ! تا ما ، به تجربه پسین خود ، چه خوب و چه بد ، ننماییم آینده گرانه ای عودت

هر سال حول حالنا می خوانیم ، خدایا دگرگون نما :

  • بینش ( خودمان / هم نوعان / جامعه/محیط زیست و جهان هستی)
  • رفتار ( خودمان / خانواده مان/ هم نوعان / جامعه/محیط زیست و جهان هستی)
  • حال خودمان را ( مثبت یا منفی اندیشیدن/ سلامتی جسم و روان و ….)

و بعد نه می خواهیم و نه اراده می کنیم که دگرگونی را بپذیریم و البته برخی دگرگونی ها…. دگرگون نخواهد شد ؛ دعای جبران خلیل جبران دعای خوبی برای تغییرخواهان است

“خدايا به من دليری ده تا تغيير دهم آنچه را که می توانم تغيير دهم ، آرامش ده تا بپذيرم آنچه را که نمی‏توانم تغيير دهم ،بينش ده تا تفاوت اين دو را بدانم ، و فهم ده تا متوقع نباشم دنيا و مردم آن مطابق ميل من رفتار کنند.”

“حول” بدون خواستن فقط لقلقه عادت است. خدایا اراده کرده ایم و خود خواسته ایم و تا آخرش ، با همه هزینه هایش پا پس نمی کشیم :

حَوِّلْ حَالَنَا إِلَی أَحْسَنِ الْحَالِ

شرنگیات 32

آیا تدوین ، جاری سازی و ارزیابی استراتژی هم توجیه اقتصادی می خواهد؟ استراتژی ، مسیر رسیدن به هدف و چراغ راه هر مجموعه ای مگر عقلایی تدوین نمی شود که توجیه نداشته باشد؟

 واقعیت این است که در فضای مسموم جامعه مدیریتی بی قاعده و مروج هرج و مرج و نقش پذیرفته شده آلیس در سرزمین عجایب توسط ایشان ، پاسخ سوال دشوار است : بله استراتژی توجیه ندارد!

به نظر می رسد “اقتصاد استراتژی” به عنوان یک  مبحث مهم فرهنگی اجتماعی در حوزه مدیریتی ما مغفول مانده است. هزینه های مادی و معنوی ، هزینه اقناع سیستم ، مدیریت حواشی ، ایجاد زیر ساخت ، فشار مدیریتی ، مدیریت کارشکنی ، مدیریت تعارضات ، ارزیابی موثر و…… در نهایت مواجهه با واقعیت های تلخ.

عزیزی در جلسه ای در ارائه تجربه خود در تدوین و رصد استراتژی ، مدیریت شیتیل را مهمتر از مدیریت استراتژیک بیان نمودند!!؟ ( همان روز گزارشی از رادیو ایران پخش شد درباره دلالان نقد کردن مطالبات پیمانکاران نفتی !!  با دلار مرجع ، حسن تصادف یا ….)

ای کاش مرحوم لوییس کارول تجارب گربه آلیس در سرزمین عجایب را هم در یک کتاب مجزا منتشر میکرد!