شرنگیات ۶۸

پیش ، حین و پس از انتخابات ریاست جمهوری دوگانه های گوناگونی در پیشگاه جامعه ایرانی به چالش کشیده شدند ؛ ندار و دارا ، جنگ و صلح ، اقلیت و اکثریت ، دزد و پلیس، متحجر و مترقی و …. این چالش دو قطبی مرا یاد تحقیقات هافستد درباره فرهنگ ، تفاوت های فرهنگی و سازمانها انداخت . او نیز معتقد به دوگانه ای هایی چون فردگرایی در برابر جمع گرایی ، قدرت  کم و قدرت زیاد ، بلند مدت در مقابل کوتاه مدت و یا مردخوبی در مقابل زن خویی در اتمسفر فرهنگ است.این مولفه آخر مردخوبی در مقابل زن خویی که در جوامع غربی و شرقی نیز مورد مداقه ایشان است و البته در مورد جامعه ما نیز تا حدودی صادق ، اتفاقاً در تبین رفتار ما در انتخابات و صحنه های اجتماعی و سیاسی بسیار مصداق دارد.البته لبه نگاه غالب محققان در پرداختن به چنین دوگانه ای در رجحان مرد خویی نسبت به زن خویی است و نگاهی است مکانیکی (شبیه اکثر تحلیل های که این روزها می شنویم)

اما این تعبیر هافستد از جامعه زن خو در برابر جامعه مردخو با نگاه صفر و یک، اگر چه در واکافت رفتار جامعه و سازمانها مفید است ، اما فروکاست بشریت به جنسیت پیامد تلخی است که در گذار از مادرشاهی به جامعه مردسالار در فرآیند پیچیده ای محقق شده و کنده شدن از صفات زنانه ، هستی بخش و مادینه به تحقق استبداد عقل در چنبره حواس منتج گردیده است.

از آثار گزنفون بر می آید که سقراط به واسطه رفتار دهشتناک همسرش گزانتیپ به قصد شهر اول صبح از خانه متواری می شده است. بعبارتی شکل گیری فلسفه سقراط با گریز از زن همراه است. تاویل و تفسیر این حکایت با توجه به جغرافیای آن زمان ، پناه بردن به دامان خرد و دوری از حقیقت هستی و واقعیت ( زن به عنوان نماد حیات ، باروری و جامعه انسانی)است.

فیلوسوفیا به معنی دوست سوفیا یا حکمت نزد پیش سقراطیان مترادف حکمت و معرفت الهی است ولی از نظر سقراط و پیروان او خرد دوستی و تعقل جایگزین آن شده است.واژه سوفیا به طبیعت زنانه و حیاتبخش هستی و خلقت اشاره دارد(به‌عبارتی حاوی عنصر مادینه – anima- است)

دور شدن فلسفه سقراطی از باروری ، زن ، حیات یا زندگی  و طرد فضا و صفات زنانه هستی بخش وارد عالم ذهن و استدلال و ایمانی خشک به خرد می شود.به گفته نیچه خرد سقراطی می کوشد بیشرمانه تمامی پرده ها را کنار بزند تا حقیقت- واقعیت جهان عریان شود(بی حیایی نشانه نوعی زن ستیزی است)

این نگاهی است که غرب در نوع مادینه انسان دارد و دوگانه مرد و زن را با محوریت حذف الوهیت ، مقدسات در قالب تحقیر زن بازآفرینی می کند.این نگاه را می توان به وفور در فولکلور غربی(خصوصاَ فیلم های هالیوودی )یافت.

پ.ن :

  • خدا پروفسو لطفی زاده را به واسطه ابداع منطق فازی عزت دنیا و آخرت دهد که نگاه صفر ویکی را در هم شکست(اگر چه ما هنوز گرفتار قطبیت هستیم.) و دیدمان خاکستری را با ریاضیات برای پوزیتیوسم درگیر سیاه و سفید اثبات کرد.
  • پائولو کوئیلو با الهام از مضامین شرقی در رمان بریدا بخشی از بازایابی تفکر انسان نسبت به عنصر مادینه خویش و تقدس آن را نمایان کرده است.
  • دکترین یک لیوان آب لنین مصداقی از همین طرز تفکر شیطانی است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *