کتاب استالین ، ادوارد رادزینسکی منتشر شده توسط نشر ماهی این روزها رکورد زده است.- البته به زعم تبلیغات غیر مستقیم رسانه های مجازی- بیشتر این تفسیرها هم بر می گردد به بخش مرگ استالین :

“رادزینسکی، نویسنده کتاب ،از شبی می‌گوید که در داچای ، استالین در فاصلهٔ ده کیلومتری مسکو برایش مرگبار از آب درآمد؛ شبی که در حضور بریا، نیکیتا خروشچف، بولگانین و چند نفر دیگر از اعضای بلندپایهٔ دولت میهمانی شبانه‌ای به روال همیشه برگزار شده بود. در اولین ساعت‌های اول ماه مارس همهٔ میهمانان به خانه‌های خود در مسکو بازگشته بودند و استالین، آن محافظه‌کار بی‌همتای تاریخ شوروی برای اولین بار دستور عجیبی صادر کرد: از محافظانش خواست که آن شب به مرخصی بروند و تا خود صبح کسی مزاحم استراحتش نشود.

رادزینسکی این مرخص کردن یکباره را عجیب می‌داند و آن ‌را کلید حل معمای مرگ استالین می‌پندارد؛ برای همین پیو‌تر لوزگاچف، یکی از گماشته‌های تیم محافظان استالین را پیدا می‌کند و آن شب را به کمک خاطرات بازماندگان و اسناد بازسازی می‌کند؛ شبی رعب‌آور که همهٔ آنچه استالین به اطرافیانش آموخته بود دربارهٔ خود او عملی شد. او در ‌‌نهایت ما را به این نکته می‌رساند که سرتیم محافظان استالین، به فرمان لاورنتی بریا، سمی به او تزریق کرده بود. اما علت قتل استالین چه بود؟”

سبک سنگین کردن خواندن کتاب  700 صفحه ای در این شرایط محدودیت زمان و بررسی جوانب برنامه ریزی به ناگاه برخورد کرد با مطالعه اسنادی از FBI که پرونده ماجرا مطالعه را بست!

اخیراً اسنادی از اف.بی.ای منتشر شده است که مامور مخفی آنها از حضور هیتلر و معشوقه اش در آرژانتین خبر می دهد! به عبارتی در گزارش آمده است که قبل از سقوط برلین هیتلر و براون با زیردریایی خود را به آرژانتین رسانیده اند؟! در حال مطالعه این روایت عجیب و در حالی که تقریباً چند لحظه هنگ کرده بودم و البته صحنه هایی از کتاب “پس فردا”  اثر آلان فونسوم در ذهنم نقش بسته بود و در نهایت به یاد قتل امیر کبیر افتادم و تصور کسانی که تا آخر سلسله قاجاریه به واسطه اطلاع رسانی رسمی می پنداشتند ایشان از سکته قلبی وفات نموده اند.(مصداق اصطلاح وزارت حقیقت در کتاب 1984 جرج اورول)

چنین اتفاقاتی را اگر بخواهیم علمی تفسیرکنیم می شود مثلاً صفر تقسیم بر بینهایت یا صفر تقسیم بر صفر!