پیرو بحث خودپنداره مجاز که فراگیری آن به حالت هشدار رسیده است.( فکر کنم Global warning ) به بررسی یکی از پیامدهای منفی این خودپنداره می پردازیم :

یکی از پیامدهای مهم زیستن افراد در خودپنداره مجاز درگیر شدن با رذیلت غرور کاذب است. در فرهنگ دهخدا واژه غرور به معنای فریب خوردن و فریفته شدن است. فردی که در خودپنداره مجاز خود فرمانروایی کائنات را می کند دچار آنچنان غرور کاذبی می گردد که خودش هم فریب آن را می خورد ، فریفته شدن به معنای گم کردن مبدا و خدای خویشتن و ساختن بتی از آنچه به او توانایی زیستن در مجاز را می دهد مانند مال ، مقام و علم.

خود پنداره مجاز مانند تابع نمایی است (e) ، هر چه جلوتر رویم سریعتر رشد می کنند ، سریعتر فرد را مانند بادکنک باد می کند و او را در  جهل و نادانی فرو می برد.انسانی که سراسر ضعف و عجز وناتوانی است و هزاران نقص و نیاز وجودش را فراگرفته ، در اثر ناآگاهی از حقیقت خویش، به واسطه امتیازات و کمالاتی که در خود توهم نموده به غرور مبتلا می‌گردد و به سبب نارسیسیسم افراط گرایانه، دیگران را پایین‌تر و فاقد کمالات به می پندارد و به خاطر غرور، دیگر نمی‌تواند حقیقت را تشخیص دهد و پیوسته در مسیر گمراهی گام برمی‌دارد.  خصوصاً کسانی که به همت خویش و یا متاثر از محیط مسیر ظرفیت سازی روانی تعالی یک انسان کامل را نپیموده و دچار کمبود ظرفیت اند اینان با مشاهده کم‌ترین امتیاز مادی یا مقام و مرتبه معنوی خود را گم‌کرده، آنچنان مست غرور و تکبر می‌شوند که گویی قلّه‌های کمال و مدارج بلند علم و معرفت را فتح کرده‌اند. فارغ از آنچه که اولاً معلوم نیست برتری‌ها و فضیلت‌های ایشان دارای ارزشی حقیقی باشد و ثانیاً بر فرض دارا بودن ارزش حقیقی اصولاً از ایشان نیست و در حقیقت، امانت و عاریه‌ای است که در اختیارشان قرار گرفته و صاحب اصلی آن قادر متعال است و خردمند را شایسته نیست که به آنچه در حقیقت از دیگری است فخر بفروشد و مباهات نماید، خصوصاً اگر مایه افتخار خود را در معرض فنا و نابودی ببیند.

غرور نهایت کوچکترینی است.کوچکترینی که بزرگی گدایی می کند و حقیری و حقارت خود را در دیدگانش عظمت و جلال و جبروت می نمایاند.کسی که با ابزار بزرگی و دست زدن به کارهایی که شایسته او نیست می‌کوشد تا حقارت درونی خویش را از مردم پنهان کرده و شکست و واماندگی خود را از قافله ره‌پویان طریق کمال و سعادت جبران نماید.  رستگاری را نخواهد دید.امام صادق- علیه السلام-  می‌فرمایند:

هیچ کس لاف بزرگی نمی‌زند مگر به خاطر ذلّتی که درخود احساس می‌نماید.

غرور از آن گناهان نابخشودنی است که در تمامی اعصار و ادیان مذمت شده است.مذمون بسیاری از آثار هنری پرداختن  به غرور به عنوان یکی از هفت گناه کبیره است .نام گذاری هفت گناه کبیره به اوایل عصر مسیحیت بازمی گردد که راهبی یونانی به نام پونتو فهرستی از گناهان کبیره ارائه داد تا تمایلات منفی اصلی انسان را که ارتکاب هرکدام از این گناهان، می‌توانست انسان را به جهنم محکوم کند، تعریف نماید. فهرست این هفت گناه(هفت گناه کبیره از موضوعات مورد علاقه در وعظ و خطابه‌ها، نمایشنامه‌های اخلاقی و هنر اروپای قرون وسطا بوده‌است. تصویر ابتدای مطلب نقاشی از این موضوع است.) – پس  از تغییراتی – عبارتند از:

  • غرور و تکبر (Pride)
  • طمعکاری (Greed)
  • شهوت –در معنای تمایل بیش از حد یا نامشروع جنسی- (Lust)
  • حسادت (Envy)
  • خشم (Wrath)
  • شکم پرستی-که معمولاً مستی نیز در آن منظور می‌شود- (Gluttony)
  • تنبلی (Sloth)

سرانجام این غرور چیست؟ داستان نماد غرور پند زیبایی برای اختتامیه این بحث است که از کتاب تصنیف غررالحکم آن را نقل می کنیم : که بامداد شبی که پیامبر(ص) به معراج مشرف شدند شیطان خدمت آن حضرت آمد و عرض کرد؛ یا رسول الله! شب گذشته که به معراج تشریف بردید در آسمان چهارم منبری شکسته و سوخته و به رو افتاده بود، می‌دانید آن منبر از آن کیست؟ فرمودند: از کیست؟ عرض کرد: آن منبر از من بود بالای آن می‌نشستم؛ تمام ملائکه از عبادت من تعجب می‌نمودند، ناگاه دیدم امر برعکس شد و اینک کسی در پیشگاه خداوند از من بدتر نیست. یا محمد مبادا به خودت غرور راه دهی، چه آنکه از کارهایی است که کسی از عواقب آن آگاه نیست.

پ.ن : برخی از افرادی که در خودپنداره مجاز خود زیست می کنند این مطالب را هذیان می دانند و چون اصل پذیرفته شده ( پارادایم یا بقول دکتر م.م سپهری بن انگاشت) هر آنکس که نقدی کند احمق است ( برگرفته از داستان پادشاه لخت از اندرسن) خود را در لباس مجلّل خودپنداره مجاز می بینند و غافل هستند از وضعیت خویش این رهسفران جهل مرکب.)