اینکه در ارتباطات هایمان (با خانواده مان ، اقوام و خویشان با همکاران و  دوستان با زیر دست  و بالادست و همه و همه) عادت به رعایت قاعده “برد – برد” نداریم، تبدیل به یک فرهنگ و سنت حسنه! شده است. غالب قضیه این است که ارتباط برقرار کننده در موضع برنده است و الا و لابد شما در موضع بازنده. جهت توجیه این برخورد هم لیبل های مختلفی در اختیار است : درک کردن ، رفاقت ، معرفت و مرام و…. از سو استفاده عاطفی داریم تا درمحذوریت قراردادن افراد!

البته این فرهنگ که بیشتر باب دندان سوشیوداروینیست ها است ، و منشا آن با فرهنگ ملی و دینی ما در تضاد است کاملاً روی مرحوم اپیکور را هم سپید کرده( یقرا فاتحه…) و نتیجه این نگاه شیطانی خلاصه شده است در این عبارت : “آنچه را که برای خودمان می پسندیم برای دیگران نمی پسندیم!! ( اصل عصر حاضر)”

به عبارتی برنده بودن ما مهم است حتی به قیمت بازنده شدن شما.نمونه اش را در روابط اجتماعی امروز به راحتی می توانیم مشاهده نماییم : افرادی که دائماً از ظرفیت های ما در جهت پیشبرد منافعشان ، پوشش ضعفهایشان و… سو استفاده می کنند. افرادی که صرفاً خودشان مهم هستند و در روابطشان طرف مقابل را به راحتی هضم می کنند و…. نمونه های بیشمار این فرهنگ و اتفاق نامیمون است.جالب این جاست که کسانی که در برابر این اصل مقاومت می کنند متهم شده و یا مورد سرزنش قرار می گیرند.( با همان لیبل ها که عرض کردم)

خود محوری و تعصب جانبدارانه اینگونه افراد ( که برخی از آنها در تعامل مونوپول هستند و ارتباط گیرنده چاره‏ای جز مدارا ندارد) نشات گرفته از فرهنگ استبداد زده‏ای است که در تک تک سلول های جامعه نفوذ کرده و سرطان وار خود را گسترش می دهد. این منّیت و خود محوری خواه ناخواه به قربانی این ارتباط منتقل می شود و این چرخه تسلسل تا کجا آباد می رود و تکثیر می شود. اگر همتی  پدید نیاید تا فرد ، فرد ما این اندیشه اهریمنی را از دامن جامعه مان بزداییم.این نگاه “برنده- بازنده” نتیجه جز باخت در دراز مدت برای ما نخواهد داشت.

تاریخچه این اصل نشان می دهد کجای کار هستیم :

  • خداوند به حضرت آدم وحی فرمودند: همه سخنی که با تو دارم را در چهار کلمه برایت گرد آوردم، … چهارم: اینکه برای مردم آن را خوش داری که برای خود همان را خوش می‌داری‏؛ و برای مردم بد داری آنچه برای خود بد می‌داری.
  • در کتاب تلمود، که از متون مقدس یهودی است، آمده‌است که فردی بت‌پرست نزد عالمی یهودی آمده به او گفت: تا من روی یک پا ایستاده‌ام تمامی تورات را به من بیاموز! آن دانشمند چنین پاسخ داد: «آنچه را خود از آن نفرت داری در حق همنوعت روا مدار. این همه تورات است، و بقیه توضیح و تفسیر آن است.»
  • عیسی بن مریم (ع) به یکی از یارانش گفت: آنچه نخواهی نسبت به تو کنند، نسبت به هیچ‌کس مکن.
  • پیامبر اسلام (ص) در نصیحتی به علی بن ابی طالب (ع) فرمودند: ای علی! هر چه برای خود نمی‌پسندی برای دیگری مپسند، و آنچه برای خود می‌خواهی برای دیگران هم بخواه؛ در این صورت در قضاوت خویش دادگر و در دادگریت یکسان‌نگر خواهی بود، و اهل آسمان تو را دوست خواهند داشت و در سینه اهل زمین به محبّت جای خواهی گرفت. این سفارش مرا -به خواست خدا- به خاطر سپار.
  • امام علی (ع) در سفارش به فرزندشان ، امام حسن مجتبی (ع) فرمودند : ای پسرم! توصیه‌ام را دریاب، و نفْسِ خود را ترازو و مقیاس میان خود و دیگران قرار ده: پس آنچه را که برای خود دوست داری برای دیگران نیز دوست بدار، و آنچه را که برای خود خوش نمی‌داری، برای دیگران هم خوش مدار؛

در بلاد فرنگ هم از این اصل به  قاعده طلایی یا قاعده زرین به عنوان یک اصل اخلاقی یاد می شود که متضمن همین نکته است:

  1. شخص باید به گونه‌ای با دیگران رفتار کند که دوست دارد دیگران در شرایط مشابه با او آن‌گونه رفتار کنند.
  2. شخص نباید به گونه‌ای با دیگران رفتار کند که دوست ندارد آن‌گونه با او رفتار شود («قاعده سیمین»)

 در ادبیاتمان هم زیاد است اشعار مرتبط ، مثلاً شیخ مصالح الدین سعدی :

بشنــو از من سخنـی حـق پدر فرزنـدی گر به رای من و اندیشه من خرسندی‏
چیست دانی سرّ دینداری و دانشمندی؟ آن روا دار که گـر بـر تـو رود بـپسندی

این سخن معروف کانت است که به هموطنانش گفت :«چنان رفتار کن که گویا رفتارت قرار است قانونی جهانی شود.» تورقی در منابع داخلی و خارجی مالامال از توصیه به انی نکته مهم اخلاقی است.

تغییر  نگرش ما به نگاه برنده – برنده تنها گزینه است. ما درتعامل با جهان پیرامون که زنجیره است که “اثر  پروانه‏ای” در آن یک  اصل مدیریتی پذیرفته شده است اگر نخواهیم تغییر کنیم مجبور به شکستنیم.چه مثال خوبی است شکستن تخم مرغ ، زمانی که از درون بشکند زایش و رویش است و هنگامی که از بیرون بشکند فنا ونیستی.