چند وقت پیش بنا به اتفاق ناخواسته ای مروری مجدد بر کتاب جامعه شناسی نخبه کشی از آقای علی رضا قلی (والا) داشتم ، اولین بار همزمان با دادگاه شهردار وقت تهران ، غلامحسین کرباسچی، با این کتاب آشنا شده بودم. یکی از دوستان خوبم ، آقای مسعود کرمیان ، اصرار داشتند تا در نقد این کتاب مشترکاً کتابی بنویسیم که یادم نیست به چه دلیلی کلاً این قضیه به محاق رفت. مجدداً موضوع نخبه کشی برایم موضوعیت پیدا کرده و بهانه ای شد برای پرداختن به یک موضوع مهم تر . البته با یک نگرش کل نگرانه به این موضوع مهم پرداخته ام.

تحلیلی بر امپراطوری عوام- اپیزود اول

عوام در فرهنگ پارسی عبارتست از مردم بیسواد یا کم سواد و عامه ٔ خلق : عوام به سبب هزل هم بخوانند. (کلیله و دمنه ).قول و فعل عوام الناس را چندان اعتباری نیست . (سعدی ). ذکر جمیل سعدی که در افواه عوام افتاد. (گلستان سعدی). در ادبیات سیاسی مترادف با واژه عوام گرایی از واژه پوپولیسم استفاده می شود. در ادبیات انگلیسی سافکیس ” ایسم” به دو منظور به کار می رود ، یکی نشان دهنده مکتب و اصول فکری است و دیگری  نشان از افراط در تحقق واژه است. پوپوليسم از واژه لاتين popularis  ياpopulous   به معناي توده مردم يا عامه گرفته شده و به  واژه هايي چون مردم انگيزي، عوام گرايي و مردم  باوري ترجمه شده است. پوپوليسم پديده اي متنوع و فاقد جوهري خاص مي باشد و در نتيجه به راحتي قابل تعريف نيست. بر خلاف نگرشی که در ادبیات سیاسی پوپولیسم در کشورهای کمتر توسعه یافته ( عقب مانده ، توسعه نیافته و یا جهان سومی را جهت دلخوش کنک استفاده نکردم!!) را معلول “و غیره” می دانند به نظر می رسد که این مسئله بیش تر خودِ علت است!

پوپوليسم هربرت شيلر بر اين فرض اوليه مبتني است که عامه مردم را افرادي ناآگاه، منفعل و ضعيف مي پندارد. پوپولیست‌ها بسیار شعار و وعید می‌دهند اما آن هنگام كه عنان خود در شعارپردازی و وعده‌دهی را از كف می‌دهند بی‌توجه به امكان عملی شدن آن‌ها یا تبعات اجرایی كردن وعده‌های خود هستند. گاه بی‌توجه به مقوله «هزینه-فایده» وعده‌هایی كاملاً متناقض با یكدیگر می‌دهند. در آن هنگام كه چنین می‌كنند چه بسا به آنچه انجام می‌دهند آگاه نیز باشند اما سودای آنان از پیروی از این الگوی رفتاری بسیج احساسات و تمایلانی آنی عامه در راستای حمایت و پشتیبانی از خود است. همین شعارها و وعده‌های بی‌شمار و متناقض، آن‌ها را لاجرم به ورطه دروغ و ریا می‌افكند. اگر از عهده بخشی از آنچه وعده داده‌اند برآیند قسم اعظمی از اظهارات خود را اختصاص به بزرگ‌نمایی جنون‌آمیز آن‌ها می‌كنند و اگر ناكام بمانند به آمارپردازی، گریز از عینیات، فرافكنی، غوغاسالاری، از آستین برون كردن شعارها و وعیدهای تازه و البته انداختن تقصیر بر گرده دیگران و دشمنان می‌پردازند. پوپولیست‌ هیجانات و منافع كوتاه‌مدت عامه را علیه خیر عمومی و مصالح بلندمدت مردم بسیج می‌كند!

بعد فرهنگی بروز چنین فاجعه ای را باید در دوری جستن از خرد ، عقلانیت، کار، مسئولیت پذیری و … جستجو نمود که در ابتدای امر به دو مورد به اجمال اشاره می نماییم

نخبه کشی و خرد ستیزی :پوپوليستها با پليد نشان دادن گروههاي اجتماعي و به ويژه انزجار از نخبگان براي خود دشمن مشخصي مي آفرينند; البته همين کار، بخش مهمي از تلاش آنان براي هويت يابي است. زيرا بدون آن، مردم فقط توده اي بي شکل و نامتجانس است. پوپوليستها مي کوشند خود را بر حسب تقابل شان با آن دسته از گروههاي اجتماعي که ناخوشايندشان مي پندارند، توصيف کنند. پوپوليستها در عمل ناکامی های محسوس را برای هضم و حذف نخبگان با ایشان پیوند می دهند.زبان گزافه گوي پوپوليستي سرشار از تصاوير منفي و اهريمني از روشنفکران، آدمهاي سرشناس و پرنفوذ، اشراف غارتگر، نويسنده هاي سرخورده و پولدارهاي مفت خور است. پليد نشان دادن گروههاي اجتماعي توسط پوپوليستها به دو دليل موثر است.نخست حمايت آنهايي را جلب مي کند که از اين گروه هاي اجتماعي ناراضي اند. به اين ترتيب پشتيباني بيشتري را براي هم مسلکان پوپوليستي فراهم مي آورد. دوم ميان آنهايي که چنين گروههايي را پليد مي شمارند; احساس همبستگي را تقويت و حتي ايجاد مي کند (تاگارت، 1381) مخالف خواني پوپوليستها فقط به درون مرزهاي ملي محدود نمي شود بلکه فراتر از آن نيز پيش مي رود. پوپوليستها در درون جامعه خود با مسايلي و بحرانهايي مواجه مي شوند که قادر به رفع آن نمي شوند; در چنين وضعيتي ريشه آن مسايل را با تکيه بر نظريه توطئه به بيرون از جامعه خود به دشمن فرضي و موهومي نسبت مي دهند.

ادامه دارد…